گاهی فکر می کنم
بر میدان اصلی شهر شلاقت بزنم
تا مجلات عکس هر دومان را در صفحه اول چاپ کنند
و انها که نمی دانند، بدانند که معشوق من تویی....◦
-نزار قبانی -
◦ که معشوقه ی تنهایی من تویی....
پ.ن.
مردان شراب می خورند تا از محبوبه هاشان بگریزند
اما من می خورم تا ،
به سوی تو بگریزم....
واگویه..
1. بهنامی پیشاپیش تولدت مبارک !
2. زندگی عجیب بر وفق مراده، تا مهرماه اونقدر زندگیم دست خوش تغییر می شه که حتی خودمم نمی تونم تصور کنم.
روزای عجیبیه، روزایی که مُرددم میوون موندن و رفتن....
این روزا پر است از درد و یه عالمه دلتنگی برای روزای تلخ و شیرین از دست رفته ی فراموش نشده...
نگفتن و ننوشتن از ترس است و همین ترس بلایی است چند ساله که خواب کوتاه شبانه را پر می کند از کابووس های دردناک
و فریاد های جگر خراش....
همه ی رفاقت های این یک دهه که گهگاه آتشی افکنده سوزنده تر از عشق...
· احمد غ. عزیز که اولین بود وآخرین...بهترین بابا لنگ دراز دنیا، خیابون های این شهر بوی مهربونی های مردی با چشمای سبز شیطونی رو می ده که برای من همه کس بود....با احترامی وصف ناشدنی دوستون دارم
· نیما...تنها مردی که احمقانه مغلوب معصومیت دروغین چشماش شدم...بزرگترین دروغهای زندگیمو ازش شنیدم. پشیمونم قد همه ی جوونیم.
· بامداد ...سرد، سخت و مغرور. هنوزم باورم نمی شه...قدر همه ی زندگیم دوست دارم حتی اگه واسه ی تو مرده باشم. اینو خوب می دونم که از همون لحظه ی اولم هیچ حسی نداشتی
خسته ام ، از این همه راه و بی راه، خسته ام از این همه جملات مهمل عاشقانه، از این همه....
دل شکستم هیچی نمی خواد ، حتی یه عشق بزرگ افسانه ای.
من نخواستم باور كنم كه سرنوشت تو با آن بچههاي تاولزده كه نفسنفس ميزدند و كبود شده بودند، پيوند خورده است و دلم نخواست بدانم كه مرگ، تو را از آن سالهاي دور نشان كرده بود و هي به خودم گفتم كه چلههاي الرحمنم دردهاي تو را شفا ميدهند و هي به خودم گفتم مرگ گاهي وقتها عاشقها را فراموش ميكند و هي به خودم گفتم معجزه هميشه ممكن است حتي اگر محال باشد، مثل اثر نكردن خردل كه با خونت آميخته بود و هي به خودم گفتم بايد دروغهايم را باور كنم، كه شايد اگر دروغي را از ته دل باور كنم به حقيقت بپيوندد، كه شايد...
حالا بلند شو! با من اينطوري شوخي نكن نازنين! اين شوخيات مرا به گريه مياندازد! همه شوخيها كه بامزه نيستند! من اصلا خندهام نميگيرد كه تو آن همه نحيف و شكننده زير ملحفه سپيد دراز كشيدهاي، اصلا خندهدار نيست كه اينطور بينفس روي آن تخت خودت را به مردن زدهاي!
کی فکر می کرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه
آواره و دربدر ِ کوه و بیابونم کنه
عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من
مثل یه سیلاب بزنه خراب و ویرونم کنه
کی فکر می کرد منو به هم نشون بدن مردم شهر
قصه ی تو مضحکه ی اهل خیابونم کنه
کی فکر می کرد که عشق تو از اونهمه غرور من
یه کوه گریه بسازه ابر بهارونم کنه
کی فکر می کرد چشمای تو یه روز بشه اسلحه و
خشاب سرمه ات بزنه گلوله بارونم کنه
از یه نگاه شروع شد و به مرگ من تموم میشه
همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم میشه
-شاهکار بینش پژوه-
واگویه...
قدر یه عمر تنهایی خسته ام ...
من عریان ام
عریان
عریان
مثل سکوت های میان کلام های محبت عریان ام
و زخم های من همه از عشق است،
از عشق
عشق!
- فروغ فرخ زاد-
پ.ن.
1. ماهی ها در آب می میرند.
2. ....
واگویه...
1. می ترسم
2. کاش یکی از این کابوس دردناک بیدارم کنه....
+ ..........
هیچی تو دنیا قشنگ تر از این نیست که من تنها مریم کوچولوی شما هستم
بابایی با احترامی وصف ناپذیر دوستون دارم....
سست عهد و سرد مهرند این رفیقان همچو گل
ضایع آن عمری که با این سست عهدان سر کنی
کاش بودندی به گیتی استوار و دیر پای
دوستان در دوستی ، چون دشمنان در دشمنی
پ.ن.
1. ماه ، خورشید شب است.
2. دکی جووون رفته سفر ...دلم براش یه ریزه شده.
واگویه...
1. نمی دونم تو این مملکت چه خبره...هیچ کس سر جای خودش نیست.
۲ . خوشبختم...چون مهربون ترین بابالنگ دراز دنیا رو دارم.
تنها آدمی که نگاه اش منو مردد می کنه میون موندن و رفتن...
آقا گرگ مهربوون ...شهر قلبت پر ستاره! خوش بخت باشی و سر افراز
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست اش بدارند....*
_ بامداد _
*. هر دو موجوده عزیزکم
پ.ن.
1. عشق همانقدر قدرتمند است که مرگ _ به یقیین یافتم _
2. بگذار هیچ کس نداند، هیچ کس !! و از میان همه ی خدایان ، خدایی جزء فراموشی بر این همه رنج آگاه نگردد.
واگویه...
1. عیدهمتون مبارک...بهترین هارو براتون آرزو می کنم.
2. دیوونه دوست دارم، حتی یه ریزه بیشتر از زندگیم.
* هومن جان....ممنون! به خاطر بوسه های صبح ...نوازش های همیشه....عشق واقعی و صداقتت *
۳. دلم لک زده واسه یه نخ سیگار...
آن گاه که شماطه ی مقدر به صدا در آید
شیون مکن
سوگندت می دهم
شیون مکن
که شیون ات به تردیدم می افکند....
_ احمد شاملو _
پ.ن.
1. برای گربه تحقیر آمیز است که با مرگ موش خودکشی کند.
2. من از یادت نمی کاهم!!
واگویه...
1. گاهی وقتا، طوری اشتباهاتمو توجیه می کنم که خودمم باورم می شه مقصر نیستم.
2. دیروز در نقش یه شیمیست ظاهر شدم....تجربه جالبی بود.
۳. دلم فقط گریه می خواد!


