تبليغاتX
....هيچ كس

....هيچ كس

خسته ام ،

 نه از بي خوابي هاي شبانه و نه از هجوم اين همه سردرگمي ...

خسته ام از زخم زبان هاي خودي به قصد تلنگر...

دنياي كوچك حقيقي من بزرگتر از تصور دوستاني است كه گه گاه به دلمشغولي هايم سرك مي كشند ...

دنياي هيچ كس، تنها بعد بي واسطه وجوديم است كه مجازم به بيان بي دغدغه عواطف و نيازهاي بي سرانجامي كه دنياي حقيقي ام را بر نمي تابد ...

نگراني ها و دلهره هاي آلوده به طعنه اتان عجيب آزارم مي دهد...گناهي ندارم به غير از متفاوت بودن .

كاش مي دانستيد نه محتاج همدرديم و نه گداي محبت ...

 

بابايي، حميد خان، کنتراست، روژين و آرتا...

مريم نه در پي راهي براي سلاخي است و نه فراموشي خود، فقط  در جستجوي آرامشي است كه سالها ست از دست رفته.

دلدادگيم به زندگي كمتر از شما نيست مثل شما مي زيم شايد بهتر و عاشقانه تر ... بيزارم از تكرار جمله هايي كه به آنها ايمان دارم .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 14:6 توسط هیچ کس


ديگر جا نيست

قلب ات پر از اندوه است.

مي ترسي _ به تو بگويم _ تو از زنده گي مي ترسي

از مرگ بيش از زنده گي

از عشق بيش از هر دو مي ترسي...

                                                  _ احمد شاملو _

پ.ن.

مندليف عزيزم...كلماتم قاصر اند از بيان دردواره هاي بچگانه لجوج. تنها نوش دارويي كه گه گاه آرامم مي كند صداي بي صلابت شاملو است با آن غم غربت....

تمام حس، شبه همدرديم روح شعر بالا است.

 

واگويه....

1. وقتي دلم براي خودم تنگ مي شود ، مقابل آينه مي ايستم.

2. فكر مي كنم شاخص ترين نمود اختيار پشيموني باشه...فقط پشيمونم همين.

3. زندگي سرشار از تجربه هاي (با و بي ) ارزشه ....حس مبهمم به تو احمقانه ترين تجربه زندگيم بود.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 0:0 توسط هیچ کس |


 

 اي دل ببين كه دلبر دشمن نواز ما         

                       با دوست بهر خاطر دشمن چه مي كند؟

                                            

                                           _ رهي معيري _

 

پ.ن.

1. تا زماني كه به اخلاق باور داشته باشيم ، زندگي را به زندان مي فرستيم. (نيچه)

2. استاد...

عاقبت هجوم ناگهان عشق  

فتح مي كند

پايتخت درد را

 

واگويه...

1. در پناه مي ، ز عقل مصلحت بين فارغم

2. ماه من ، در چشم عاشق آب هست و خواب نيست...

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 23:42 توسط هیچ کس |


 

مرا كسي نساخت ،

خدا ساخت ; نه آنچنان كه " كسي مي خواست " ،

 كه من كسي نداشتم، كسم خدا بود ، كس بي كسان .

 او بود كه مرا ساخت ، آنچنان كه خودش خواست ،

نه از من پرسيد و نه از آن " من ديگر" م .

 

                                           _ علي شريعتي  _

 

پ.ن.

1. براي شنيدن صداي پايت سراپا گوش مي شوم .

2. آنچه در آن چشمها ست نقش هوس نيست....

 

واگويه....

1. خموشم خموش

2. دوست داشتن زاده ي وحشت از غربت است و خودآگاهي ترس آور آدمي در اين بيگانه بازار زشت و بيهوده

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 10:0 توسط هیچ کس |


 

حاجت   نبود  مستي  ما  را  به   شراب

                    يا مجلس ما را طرب از چنگ و  رباب

بي ساقي و بي شاهد و بي مطرب  و ني

                   شوريده  و مستيم  ،  چو  مستان  خراب

 

                                              _ مولانا _

 

پ.ن.

1. .... و تويي كه صبر بي حد و حصر به كسي مي دهي  كه از او خشنودي.

2. به سوي خودت برو، عشق نجات خواهد يافت.

 

واگويه...

1. بيچاره تر از عاشق بي صبر كجاست؟

2. دوست عزيز قديمي....

  خاطرات كهنه ي پر از نقش و لعاب من سرشار از آدمهايي است كه تنها تشابه وجوديشان يدك كشيدن لحظه هاي مملو از دوستي است.

 از تمام معادله هاي چند مجهولي كه يقييني در پس آن نيست گريزانم... درست مثل زير رو كردن خاطرات قديمي براي يافتن آدمهاي مجهول...

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 16:36 توسط هیچ کس |


 

تنها

هنگامي كه خاطره ات را مي بوسم در مي يابم ديري است كه مرده ام

چرا كه لبان خود را از پيشاني خاطره ي تو سردتر مي يابم....

 

                                                  _ احمد شاملو _

 

پ.ن.

1. بچه ها اين طور با ترس روبرو مي شوند، به خواب مي روند...

2. آن گاه دانستم

كه مرگ  

پايان نيست.

 

واگويه...

1. سكوت اين چند روزه نه شاهدي بر درد بي امان دلمه و نه نبود خاطره، فقط و فقط حس خيانت عجيبيه كه موقع سانسور كردن عواطف، آزارم مي ده...

2. در اين جهان هيچ انسان بي گناهي وجود ندارد. فقط گناهان ما نسبت به ديگران بيشتر يا كمتر است.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 12:35 توسط هیچ کس |


 کاش یکی بود که باور کنه خسته ام ...بریدم...نا ندارم و دلم فقط مردن می خواد.

حالم خوبه! عجیب آروم شدم...مثل همیشه حق با توه.

سايه را بر تو فروافكنده ام ، تا بت من شوي.

نزديك تو مي آيم ، بوي بيابان مي شنوم : به تو مي رسم،

                                             تنها مي شوم....

كنار تو تنهاتر شده ام. 

                                        _ سهراب سپهري _

 

پ.ن.

1. انگشتانم برنده ترين خار را مي نوازد...

2. شب را به خاطر ستارگانش ستايش مي كنم.

 

واگويه....

1. خداي مهربون من!  قد همه بي تابي هاي اين شبا دوست دارم.

2. يه ريزه روحم درد مي كنه .....اهميتي نداره مهم اينه كه هنوز زنده ام و در حال لذت بردن از تنهاييم .

3. سالهاست كه همدم تنهاييم كلمات اند...و من تموم بودنمو وامدارعزيزاني كه هرگز نديده ام ، سالهاست كه عروسك كوكي رامي هستم براي معشوق، سالهاست كه بودنم در كلمات خلاصه مي شود و گهگاه حس هاي نيمه عاشقانه كه ضعف بزرگ وجودمه....

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 11:21 توسط هیچ کس |


زندگی و عشق ورزیدن به کسی که تنها بعد زیستنش عقل است جرمی است نا بخشودنی....

خدایا....تلنگرهایت  را پذیرایم  حتی با درد آورترین نهیب ها.

تنها

تسلاي عشقي ست

كه شاهين ترازو را

به جانب كفه فردا

خم مي كند...

                             _ احمد شاملو _

 

پ.ن.

1. عشق تو مرا تسلا مي دهد.

2. چه سخت تشنه جام محبتت بودم...

 

 

واگويه....

1. قد يه دو جين دردواره روي دلم سنگيني مي كنه هيچ راه گريزي هم نيست....

2. راستشو مي خواي  بدوني؟؟؟ آره كم آوردم . نبودنت آزارم مي ده ،  اين روزا همش تو خاطرات مي چرخم . مي خواستم با يه بچه بازي خودمو تنبيه كنم تا ديگه به هيچ كسي دل نبندم اما نتونستم...مي خواستم همه چيو پاك  كنم و بي خاطره اما اين دلم نه مي خواست نه  تونست.

3. سياهي شب ماه و داره ...دل من چي داره؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 13:36 توسط هیچ کس |


همه بت هايم را مي شكنم _ اي مهمان يك شب اثيري زودگذر ! _

تا راه بي پايان غزل ام ،

از سنگ فرش بت هايي كه در معبد  ستايش شان چو عودي در آتش سوخته ام ،

تو را به نهان گاه درد من آويزد....

_ احمد شاملو _

 

پ.ن.

1. من زنده ام به رنج ... به دردي كه خود آگاهانه آويخته ام.

2. سكوتي به سنگيني لاشه ي مردي كه اميدي با خود ندارد !

 

 

 

واگويه....

1. دلم عجيب گرفته، اين روزا خلوت خاموشم با صداي شاملو اوج مي گيره و ....

2. سكوتي به سنگيني لاشه ي مردي كه اميدي با خود ندارد ، خدايا ! مريمي خسته است و چشم به راه. 

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387 21:39 توسط هیچ کس


 

همه بت هاي ام را مي شكنم

تا فرش كنم بر راهي كه تو بگذري

براي شنيدن ساز وسرود من.....

                          _ احمد شاملو _

پ.ن.

1. سكوت ، عاشق شنيدن است.

2. ترس از مرگ ، عمر را طولاني تر مي كند.

 

 

 

واگويه....

1. امروز يه نيمه عاشق ديدم ، پاي يه پنجره كه با گيتارش يكي شده بود و....

2. به جوون خودم بي خبري آدم عاقل و مجنون مي كنه ...چه برسه به آدم عاشق !

3. لعنت به من....با اين همه حماقت.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 21:10 توسط هیچ کس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

کاش می فهمیدی

زندگی محبس بی دیواری ست
....
و تو محکوم به حبس ابدی

و عدالت ستم معتدلی ست
....
.که درون رگ قانون جاری ست


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

محمد علی ابطحی
فریدون مشیری
علي شريعتي
عبد الکریم سروش
سهراب سپهری
فروغ فرخزاد
احمد شاملو
صمد بهرنگی
صادق هدایت
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386



پیوندها

_ آخ دلم! نشکنی ها _ عمو
احمقانه _ شعبده باز _
حرفهاي دل_ پرنده ي كوچك خوشبختي.. _
مهربون مثل ... خدا
نصیحت
دختر تنها
نت نوشت
گل اركيده
بوداي طلايي
سیگار و اسپرسو
مترسک فیلسوف
زاده برای عشق
!!!عشق ممنوع
...زخمـی عشــق
سلام غريبه
...دو خط موازی
زیر تیغ هم می شود لبخند زد
اتهام به خود
بازگشت به نقطه صفر!
روژین و روزگارش
اسكارلت وآرزوهاي بر باد رفته
روسپي بي گناه
ديگه اين قوزك پا ياري رفتن نداره
دل نوشته هاي يه ديوونه
مرا به نام کوچکم صدا بزن!
قرنی از باران
سیگاری
دست نوشته هایی از جستجو های یک علامه
سال هاي سگي
دست نوشته هاي اخرين ديوانه....
!طنز متفاوت
بـا تو آنلايـن...
خرمگس
دست نوشته های یک دختر 18 ساله!! _Perspective_
عروسک نحس
فراتر از آرامش
یادداشتهای یک حشره
دستنوشته های آقای خمیر دندون
NIGHTMARISH
با یه چشمک دوباره...
چیزی شبیه زندگی...
...!
سرگردون
جايي براي زندگي
بازی سرنوشت
هیس!
یه بی سر و پا
یادداشت های یک دختر ترشیده
مندلیف
من و اتاقم
اینجا فقط مال منه!
آی کیو هایی در حد سس مایونز
اسپایدرمرد
دست نوشته های مجید موذنی
Cloudy Eyes
خاطرات من و بابام _جودی_
قهوه و سیگار
زنــــدگــــــی بــــــانـــــــــــو
شاه آمفاکتوس سوم
من و هيچ
دفترچه ممنوع
خط خوردگی صحیح است
NeptuNe
مکاشفات خر یا رساله ی توهمات_ خر نسبتا فهیم _
رونوشت بدون اصل
بابالنگ دراز
ساسوشا
_افیون _Opium
کافه نعنا
کوچه
من یا هیچکس؟
چکنویس
کاکتوس با عطر یاس
!کمی نوازشم کن
خورشید تابان
خان سختی _ بابایی _
خرمگس خرفت و غیره
‌وحشــىـــىــی
گوساله نامهء آقای گاومیش
نیمه شب
دانشجو
الاغی که یونجه رو می فهمید...!
*** نون تافتون ***
خط خطی های گاه و بی گاه من
پارادایس
يک قدم مانده تا بهشت
دخترک
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin