و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست....
_ حمید مصدق _
پ.ن.
1. فواصل بین میله های قفس کاریکاتور آزادی هستند.
2. با خشم و جدل زیستم....
واگویه....
1. آزادی ما ، از نقطه ای آغاز می شود که آزادی دیگران خاتمه می یابد.
2. ولنتاین عجیبی بود ....
3. " کوچیک بودی وخام ، حالا بزرگ شدی ...دیگه اوون معصومیتو نداری " !!!
مثل همیشه وقتی در مورد من صحبت می کنی کلی از واژه ها رو جا می ندازی ....
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:2 توسط هیچ کس
|
من ،
پرواز کرده ام
از بامهای دنیا ،
تا دامهای دنیا....
پ.ن.
1. صدای ات می زنم گوش بده ، قلب ام صدای ات می زند....
2. استاد...
حرمت قلم با عظمت تر از سکوت آلوده به بی تفاوتیه ، ساده انگارانه است که فکر کنیم می شه به این راحتی فراموش زاده ی ، دیگران باشیم.
واگویه....
1. امروز عجیب ترین و درد آور ترین صحنه های زندگیمو دیدم....
2. خیلی خسته ام....باید بخوابم ، شاید کمی از خستگی های صد ساله برطرف بشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:12 توسط هیچ کس
|
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد ، قلبی که دوست اش بدارند....
_ احمد شاملو _
پ.ن.
1. امشب از عشق و مرگ در روح من غوغا است.
2 . تک درخت وصیت کرد از چوبش تختخواب دو نفره نسازند.
واگویه...
هومن من ، تولدت مبارک......
این روزها تموم بهونه های بودنم به تو خلاصه می شه ....به تو و روزهایی که با تو تقسیم شده .
مدیون مهربونی های بی دریغ و بودن های معجزه آسای آلوده به عشقتم...
دیوووونه دوست دارم.
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:44 توسط هیچ کس
|
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده یی
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند....
_ احمد شاملو _
پ.ن.
1. و تنها نامی را که می خواستم
ندانستم....
2. رودخانه تشنه تر از سراب است.
واگویه....
آرزوهایی هست که تمام عمر به امید بودنشان نفس می کشیم و بی هیچ دلمشغولی ای به دنبال لمس تنهایی آنهاییم....امان از آرزوهای بودنشان و نبود ذاتشان
انسان است و آرزوهای دست نیافتنی و گه گاه امیدوار کننده....
در دل هیچ کس هم ، گاه گاهی امیدی در دور دست ها زخمه می زند بر تار تنهایی که صدای سکوتش هیاهوی بودن را زیر سئوال می برد.
فخر می فروشم به همه نداشته هایی که روزی آرزویی دست نیافتنی بودند و امروز برایم بهانه ای اند برای دوست داشتنت...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:29 توسط هیچ کس
|
همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی پرت می شوند
و می میرند.
_ فروغ فرخ زاد _
پ.ن.
1. هیچ .... زیاد دور رفتم.
2. ماهی بیشتر از پنجه ی گربه ، در چنگ آب اسیر است.
واگویه....
1. امشب عطر آگین خواهم شد،
از کافور .
2. خدای من ... به اندازه ی تمام نداشته هام سزاوار پرستیدنی .....
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 19:55 توسط هیچ کس
|
" مسافر تنها !
با آتش حقیرت
در سایه سار بید
چشم انتظار کدام سپیده دمی ؟ "
_ احمد شاملو _
پ.ن.
1. لبخند زدن برای آدم غمگین به سختی اشک ریختن برای ادم خوشحال است.
2. هیچ چیز در جهان هولناکتر از نوشتن نیست.
واگویه....
1. سر در گمم میان این همه بودن ها و نبودن ها...
2. دیروزم رو _ با تموم شادی و غمهاش _ با یه عالمه مجسمه تقسیم کردم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 12:55 توسط هیچ کس
|
تار و پود هستیم بر باد رفت ، اما نرفت
عاشقی ها از دلم ، دیوانگی ها از سرم
_ رهی معیری _
پ.ن.
1. شب فریادی است طولانی....
2. ماهی ای که عاشق آب است ، بیشتر از رفع تشنگی اش آب می نوشد.
واگویه ....
1. عشق یعنی خدا و مرگ به معنای آن است که یک قطره از این عشق به سرچشمه اش باز می گردد.
2. غریبه ی آشنای من.....
عقل را پیروی کردم ندیدم جز زیان
عشق می ورزم کنون ، زین شیوه بینم تا چه سود ؟
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:22 توسط هیچ کس
|
باز کن ! این در به رویم باز کن !
باز کن تا این شب تاریک را
با تو ای نادیده دلبر! سر کنم
دامن ننگین آرم به دست
تا به کام خویش ننگین تر کنم ...
_ سیمین بهبهانی _
پ.ن.
1. چه می بینم خدایا ! باورم نیست.
2. وقتی تنهاییم درک کیهان به هیچ دردی نمی خورد ....
واگویه....
1. هیچ کس قادر به نشانه گیری هدفی که تا به حال آن را ندیده است نمی باشد.
2. هیچ کس .... زمزمه کن نام مرا، تا فراموشم نکنی !
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:31 توسط هیچ کس
|
و اگر مرگ نبود ،
دست ما در پی چیزی می گشت ....
- سهراب -
پ.ن.
1. بی اشک ، چشمان تو نا تمام است و نمناکی جنگل نا رساست.
2. ما رند خرابیم و تویی میر خرابات ما اهل خطاییم و خطاپوش ، تویی تو
واگویه....
1. نمی دونم چرا سهمم از زندگی شده چرتکه انداختن برای از دست دادن عزیزانم...
برای مردن لحظه شماری میکنم
2. توی این دو سه روزه تموم زندگی رو تجربه کردم
3. خدایا لبریزم از بودن و ناتوان از شکر نعمت های بی دریغت
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 16:29 توسط هیچ کس
|