تبليغاتX
هيچ كس...







هيچ كس...

به يادگار نوشتم خطي ز دلتنگي....

 کاش یکی بود که باور کنه خسته ام ...بریدم...نا ندارم و دلم فقط مردن می خواد.

حالم خوبه! عجیب آروم شدم...مثل همیشه حق با توه.

سايه را بر تو فروافكنده ام ، تا بت من شوي.

نزديك تو مي آيم ، بوي بيابان مي شنوم : به تو مي رسم،

                                             تنها مي شوم....

كنار تو تنهاتر شده ام. 

                                        _ سهراب سپهري _

 

پ.ن.

1. انگشتانم برنده ترين خار را مي نوازد...

2. شب را به خاطر ستارگانش ستايش مي كنم.

 

واگويه....

1. خداي مهربون من!  قد همه بي تابي هاي اين شبا دوست دارم.

2. يه ريزه روحم درد مي كنه .....اهميتي نداره مهم اينه كه هنوز زنده ام و در حال لذت بردن از تنهاييم .

3. سالهاست كه همدم تنهاييم كلمات اند...و من تموم بودنمو وامدارعزيزاني كه هرگز نديده ام ، سالهاست كه عروسك كوكي رامي هستم براي معشوق، سالهاست كه بودنم در كلمات خلاصه مي شود و گهگاه حس هاي نيمه عاشقانه كه ضعف بزرگ وجودمه....

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:21 توسط هیچ کس |

از آب تشنه توقع خاموش كردن آتش را ندارم.

زندگی و عشق ورزیدن به کسی که تنها بعد زیستنش عقل است جرمی است نا بخشودنی....

خدایا....تلنگرهایت  را پذیرایم  حتی با درد آورترین نهیب ها.

تنها

تسلاي عشقي ست

كه شاهين ترازو را

به جانب كفه فردا

خم مي كند...

                             _ احمد شاملو _

 

پ.ن.

1. عشق تو مرا تسلا مي دهد.

2. چه سخت تشنه جام محبتت بودم...

 

 

واگويه....

1. قد يه دو جين دردواره روي دلم سنگيني مي كنه هيچ راه گريزي هم نيست....

2. راستشو مي خواي  بدوني؟؟؟ آره كم آوردم . نبودنت آزارم مي ده ،  اين روزا همش تو خاطرات مي چرخم . مي خواستم با يه بچه بازي خودمو تنبيه كنم تا ديگه به هيچ كسي دل نبندم اما نتونستم...مي خواستم همه چيو پاك  كنم و بي خاطره اما اين دلم نه مي خواست نه  تونست.

3. سياهي شب ماه و داره ...دل من چي داره؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:36 توسط هیچ کس |