تبليغاتX
هيچ كس... -







هيچ كس...

خسته ام ،

 نه از بي خوابي هاي شبانه و نه از هجوم اين همه سردرگمي ...

خسته ام از زخم زبان هاي خودي به قصد تلنگر...

دنياي كوچك حقيقي من بزرگتر از تصور دوستاني است كه گه گاه به دلمشغولي هايم سرك مي كشند ...

دنياي هيچ كس، تنها بعد بي واسطه وجوديم است كه مجازم به بيان بي دغدغه عواطف و نيازهاي بي سرانجامي كه دنياي حقيقي ام را بر نمي تابد ...

نگراني ها و دلهره هاي آلوده به طعنه اتان عجيب آزارم مي دهد...گناهي ندارم به غير از متفاوت بودن .

كاش مي دانستيد نه محتاج همدرديم و نه گداي محبت ...

 

بابايي، حميد خان، کنتراست، روژين و آرتا...

مريم نه در پي راهي براي سلاخي است و نه فراموشي خود، فقط  در جستجوي آرامشي است كه سالها ست از دست رفته.

دلدادگيم به زندگي كمتر از شما نيست مثل شما مي زيم شايد بهتر و عاشقانه تر ... بيزارم از تكرار جمله هايي كه به آنها ايمان دارم .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:6 توسط هیچ کس