تبليغاتX
هيچ كس... - نجواي زير فشار ، فرياد آخرين است.







هيچ كس...

نجواي زير فشار ، فرياد آخرين است.

همه بت هايم را مي شكنم _ اي مهمان يك شب اثيري زودگذر ! _

تا راه بي پايان غزل ام ،

از سنگ فرش بت هايي كه در معبد  ستايش شان چو عودي در آتش سوخته ام ،

تو را به نهان گاه درد من آويزد....

_ احمد شاملو _

 

پ.ن.

1. من زنده ام به رنج ... به دردي كه خود آگاهانه آويخته ام.

2. سكوتي به سنگيني لاشه ي مردي كه اميدي با خود ندارد !

 

 

 

واگويه....

1. دلم عجيب گرفته، اين روزا خلوت خاموشم با صداي شاملو اوج مي گيره و ....

2. سكوتي به سنگيني لاشه ي مردي كه اميدي با خود ندارد ، خدايا ! مريمي خسته است و چشم به راه. 

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:39 توسط هیچ کس