عمر باران در سقوط سپري مي شود.
يا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
بي ساقي و بي شاهد و بي مطرب و ني
شوريده و مستيم ، چو مستان خراب
_ مولانا _
پ.ن.
1. .... و تويي كه صبر بي حد و حصر به كسي مي دهي كه از او خشنودي.
2. به سوي خودت برو، عشق نجات خواهد يافت.
واگويه...
1. بيچاره تر از عاشق بي صبر كجاست؟
2. دوست عزيز قديمي....
خاطرات كهنه ي پر از نقش و لعاب من سرشار از آدمهايي است كه تنها تشابه وجوديشان يدك كشيدن لحظه هاي مملو از دوستي است.
از تمام معادله هاي چند مجهولي كه يقييني در پس آن نيست گريزانم... درست مثل زير رو كردن خاطرات قديمي براي يافتن آدمهاي مجهول...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 16:36 توسط هیچ کس
|

